![]() |
![]() |
|
| سیاسی دانشجویی |
|
چند شب پیش یکی از دوستام برام یه sms فرستاد که خیلی منو خندوند البته از اون خنده های بد تر از گریه ٬ نوشته بود :
یه روز یه خارجی می یاد ایران می ره مسجد می بینه دارن غذا می دن با تعجب می پرسه مگه اینجا نماز نمی خونن؟ بهش می گن اگه می خوای نماز بخونی برو دانشگاه تهران می گه مگه اونجا دانشجوآ درس نمی خونن؟ جواب می دن اگه منظورت روشنفکرآ و دانشمندان برو زندان اوین می پرسه آخه مگه اونجا دزدا رو زندانی نمی کنند؟ بهش می خندن و می گن زکی پس کی مملکت رو اداره کنه؟!؟! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت 11:15 توسط سام آریا منش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من در صدف تنها
با دانه ای باران پیوسته می آمیختم پندار مروارید بودن را غافل که خاموشانه می خشکد در پشت دیوار دلم دریا |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|