تبليغاتX
فریاد بی صدا - گل یاسی برای زرتشت
سیاسی دانشجویی
این کتاب رو دوست عزیزم سمیرا بهم معرفی کرد شعرای قشنگی داشت٬ شاعرش هم اسماعیل محرابیان

به خوندنش می ارزه فعلن این دو تا رو بخونید

الف)

ای مومنان فربه

ای روحهای سنگی

از قربانگاه کدامین خدای

                           باز می گردید

که خون صخره

                          می چکد از دندانتان

کدامین بت سنگی را

                             فرو بلعیده است

                                                دهان گرسنه تان؟!

که باز

       خدای دیگری

                            در صخره های پوسیده می تراشید؟!

 

ب)

التماس دختران از گور قرن

روح انسان را خراش انداخته

ناجی از مکر خداوندان مگر

چهره ای پنهان ز خود پرداخته؟

 

از تعفن گاه سالوس و ریا

دست چرکی آسمان را می درد

سامری می رقصد و با نام حق

بر مدار حلقها خون می چرد

 

زیر پستانهای بی شیر زمان

کودکی خرگوش خوابش غرق خون

آب را گل کرده با قصد وضو

قاتل اندیشه های یسطرون

 

در خیال دختران باکره

مست می تازند تیموران لنگ

شیخها و شوخها دستارشان

ملتهب از وعظ و از خوناب ننگ

 

از زبان هر ستمگر می چکد

خواهش برگشتن ناجی و آه

من که حیرانم از این افیون پست

از تقلب گشتن حق با گناه

 

در مزامیری که "پینداروس "(۱) خواند

منتقم می آمد از بند "زئوس"(۲)

"هیپولوتوس"(۳) انتظارت پوچ باد

قرنها هستی ستم را دست بوس!

 

(۱)شاعر یونان باستان

(۲)خداوندگار خشم و شهوت

(۳)قهر مانی در یونان باستان که در بند زئوس گر فتار آمد و مظلومانه کشته شد .

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 20:49  توسط سام آریا منش |